من وجان پناهه خودت کن بروبذارپای این آرزوواستم به هرکی بهم گفت ازت رد شده،قسم میخورم من خودم خواستم من وجان پناهه خودت کن برو،من اززخمهایی که خوردم پرم توبایدازاین پله بالابری توبالا نری من زمین میخورم درست لحظه ایکه توباید بری اسیریه احساس مبهم شدیم ببین بعد یک عمرپرپرزدن چه جای بدی عاشق هم شدیم برای تومردن شده آرزوم به حقی که من دارم اززندگ حرف های دل شهرزاد...ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: تاوان, نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06
بیحس همان روزام بی احساس آرامش همون حسی که این روزابه حدمرگ میخوامش دلم میخواد عاشقشم آخه فکرت شده دنیام اگرعاشق شدن درده،من این دردوازت میخوام اگه این زندگی باشه،اگه این سهمم ازدنیاست،من ازمردن هراسم نیست یه حسی دارم این روزا که گاهی باخدم میگم،شاید مردم هواسم نیست بعدتومن ازهمه دنی حرف های دل شهرزاد...
این سکوت واین هواواین اتاق،شب به شب بخاطرم میاردت توی این خونه هنوزم یه نفر،نمیخواد باورکنه ندارتت نمیخوادباورکنه تواین اتاق،دیگه ماباهم نفس نمیکشیم زیرلب یه عمرمیگه باخودش،ماکه ازهمدیگه دست نمیکشیم به هوای روزبرگشتن تو،سرهرراهی نشونه میکشه باتمام جاده های روزمین،ردپاتوسوی خونه میکشه من دارم هرروزموبدون تو حرف های دل شهرزاد...
مردم زخم خوردم ازقلبم چون نمیشه ازعشق برگردم بارونم یه شهر همدرد بس که شعرامو زندگی کردممن یه عمره تمامه دردامو قصه کردم برای یک دنیاشعر گفتم برای این مردم که تو حرفامو بشنوی تنهامن از این درد خسته شدم از جنگیدن با قلب خودممن با این زخما چه کنم خسته شدم از حال خودممن از این درد خسته شدم از جنگیدن با حس خودممن با این رویا چه کنم خسته شدم از حال خودموقتی چیزی نمیگم از حالم میشه حرفام نقطه چین باشهگاهی وقتا سکوت میتونه بهترین شعر رو زمین باشهمن از این درد خسته شدم از جنگیدن با قلب خودممن با این زخما چه کنم خسته شدم از حال خودممن از این درد حرف های دل شهرزاد...
دستم تودست یاره قلبم چه بیقراره به به چی میشه امشب بارون اکه بباره یه چترخیسودریاکناروپرسه های عاشقانه چه شاعرانه زل میزنم به چشمای مستت سرروی شانه هات میذارم صادقانه بی بهانه میخوامت خانومم حرف های دل شهرزاد...ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: چترخیس, نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06
من خسته هستم سوت پایان را بزن داورتسلیم تسلیمم نمانده فرصتی دیگربازی خوبی بود و من بازنده اش بودمتقدیر من مرگ غرورم بود و چشمی ترخاکستری از من نمانده تا بترسی بازاز التهاب شعله های ز یر خاکسترمن می توانم ، این شعارم بود و می بینمسهمم فقط تسلیم و سازش بود و درد سرآیینه را دیدم که خیلی ساده با من گفتداری غزل می سازی امّا بی در و پیکرشرمنده ام، شعر تو امّا شعر خوبی نیستاصلاً تعارفهای مردم را نکن باور+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۵ساعت ۶:۲ ب.ظ توسط شهرزاد | حرف های دل شهرزاد...
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد خیابونی گم میشه توبغض ودرد توبارون مگه میشه عاشق نشد،توبارون مگه میشه گریه نکرد مگه میشه بارون بباره ولی دل هیچکی واسه کسی تنگ نشه چه زخم عمیقی توی کوچه هاست که بارون یه شهروبه خون میکشه توهرجای دنیایه عاشق داره باگریه توبارون قدم میزنه خیابونا این قصه رومیدونن حرف های دل شهرزاد...ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: شهربارونی, نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06
آدم از سرنوشت چطور میتونه فرار کنهآدم با این همه درد وغم میگی چیکار کنهنریز نریز نریز ای اشک پاکای غم ازتسخیرقلبم چه باکای ای دل تحمل داشته باشمزه ی زندگی گاهی تلخهگاهی خوبو شیرینهتابوده این بوده تلخو شیرینمعنی هستی اینهچرخ گردون گاهی آدما رو اون بالا می نشونهگاهی هم از اوج خوشبختی ها به پایین می کشونهنریز نریز نریز ای اشک پاکای غم ازتسخیرقلبم چه باکای ای دل تحمل داشته باش+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ساعت ۱:۵۵ ب.ظ توسط شهرزاد | حرف های دل شهرزاد...ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: فرارازسرنوشت, نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06
آسمان چشم توآیینه کیستآنکه چون آیینه بامن روبروبوددردونفرین برسفرباد،سرنوشت این جدایی دست اوبودگریه نکن که سرنوشت گرتوراازمن جداکردعاقبت دلهای ما،باغم هم آشناکردچهره اش آیینه کیست آنکه بامن روبروبوددردونفرین برسفراین گناه ازدست اوبودای شکسته خاطرمن،روزگارت شادمان بادای درخت پرگل من،نوبهارت ارغوان بادای دلت خرشیدخندان،سینه تاریک من،سنگ قبرآرزوبودآنچه کردی بادل من،قصه سنگ وسبوبودمن گلی پژمرده بودم گرتوراصدرنگ وبو بودو + نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ساعت ۲:۲۳ ب.ظ توسط شهرزاد | حرف های دل شهرزاد...ما را در سایت حرف های دل شهرزاد دنبال میکنید
برچسب: سرنوشت, نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06
اون شال زرد پشت ویترین واون فیلم خیلی خیلی غمگین اون قهوه ازعشق شیرین وآهنگ اون شب توی ماشین سا زمن وتا صبح تمرین واون سیبهای سرخ دستچین حرفات که میده کلی تسکین وخوشبختی ویک عمرتلقین با تو مگه از یاد من میره،رفتی؟کسی جاتونمیگیره یه قهرمان ازجنس فردین وسالهای پیش وشوق هفت سین تکرار این کارهای روتین وبازیه عروسک ساخت چین دیوانه غرق درد پروین وکلی دعاوومرغ آمین چشمای تو تحسین وگردش توکیش وپارک دلفین عشقم به تو تضمین ِ تضمین واون سال زمستون برف سنگین پاییزوبارونای غمگین واون بوسه گرم نخستین یه دنیا عکس ازتوی دوربین و حرف های دل شهرزاد...